قوچ اوریال که توسط رشید جمشید شکار شده است
عکس کل بالا مربوط به عبدالرضا پهلوی که رکورد ایران به حساب میاد با طول ۱۵۰ سانتی متر که توی بیستون در کرمانشاه زده شده و الان توی پارک پردیسان هست
قوچ اوریال که توسط رشید جمشید شکار شده است عکس کل بالا مربوط به عبدالرضا پهلوی که رکورد ایران به حساب میاد با طول ۱۵۰ سانتی متر که توی بیستون در کرمانشاه زده شده و الان توی پارک پردیسان هست + نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت
8:30 |
GPS جیست ؟ بشر اولیه همیشه به دنبال روشهای مناسبی جهت پیدا کردن مسیر خود بوده است . انسانهای اولیه این کار را با سنگ چین کردن و در نظر گرفتن علائم طبیعی انجام می دادند ولی این علائم به مرور زمان از بین می رفت .در اوائل قرن هفدهم کشورها فقط عرض جغرافیایی را می توانستند محاسبه کنند و این کار را با محاسبه زاویه ستاره شمالی با خط افق انجام می دادند .ولی به هیچ وجه نمی توانستند محاسبه کنند طول جغرافیایی را اندازه گیری کنند و به همین خاطر بسیاری از کشتیها در اثر ناوبری اشتباه گم می شدند و دیگر هرگز پیدا نمی شدند . همچنین آن زمان مصادف با جنگهای بین کشورهای اسپانیا * ایتالیا * فرانسه * انگلستان و سایر کشورها بود و حتی در ملاقات کشتی های تجاری آنها جنگ و خونریزی رخ می داد . در نهایت بشر با اختراع ساعت توانست طول جغرافیایی را محاسبه نماید . مبداء طول جغرافیایی طبق قرارداد بین کشورها گرینویچ می باشد . Time Greenwich Mean یا همان GMT طبق این قرارداد کره زمین که 360 درجه می باشد و هر ساعت 15 درجه خواهد بود . برای مثال کشور ما ایران 30:30 + نسبت به گرینویچ جلو تر است . بشر هر روز به دنبال پیدا کردن راه جدیدی جهت ناوبری مطمئن تر بود . در دوران جنگ سرد و پس از حمله غافلگیرانه به Pearl harbor در 7 دسامبر 1941 آمریکاییها احساس خطر کردند و با دلیل نگرانی از آغاز جنگ ناگهانی و از دست دادن مستعمراتشان شروع به طراحی GPS نمودند. GPS های اولیه بسیار پیچیده بودند و کار با آنها بسیار سخت بود . به مرور زمان GPS ها بسیار پیشرفته تر شدند ولی این دستگاه فقط در اختیار وزارت دفاع آمریکا بود و هیچ سازمانی دیگر قادر به استفاده از این تکنولوزی نبود . پس از سقوط هواپیمای 007 کره ای در روسیه به خاطر ناوبری اشتباه* ریگان(رییس جمهور وقت امریکا) اعلام کرد که استفاده از GPS برای عموم آزاد است . نحوه کارکرد GPS : GPS یک دستگاه صرفا گیرنده می باشد که اطلاعات بدست آمده از ماهواره های اطراف زمین را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و PIV شما را محاسبه می کنند .P=Position منظور موقعییت شما در هر نقطه از کره خاکی و فضای اطراف آن است . T = Time منظور زمان محلی دقیق و با دقت فوق لاعاده بالا در همان منطقه ای که شما هستید V = Veloctiy منظور سرعت لحظه ای شماست که آن را با دقت فوق العاده بالا محاسبه می کند . حال ما می خواهیم بدانیم یک دستگاه گیرنده با یک آنتن کوچک چگونه این اطلاعات را برای ما محاسبه می کند . تعداد 24 ماهواره توسط شرکتهای تولید کننده GPS یعنی Garmin و Magellan در فاصله 20200 کیلو متری از سطح زمین قرار دارند و در هر مدار 4 ماهواره قرار دارد . بدینسان این ماهواره ها کل زمین را تحت پوشش خود قرار می دهند. در داخل هر کدام از این ماهواره ها 4 ساعت اتمی قرار دارد تا مطمئن باشیم که در یک لحظه بخصوص حداقل یکی از آنها کار می کند . این ماهواره ها کد های 0 و 1 را برای دستگاه گیرنده می فرستند مثلا در ثانیه 0 کد 00001001 و در ثانیه 001 *0 کد بعدی را در فضا منتشر می کند . هر کدام از این کد ها دوباره تکرار می شوند . مثلا دستگاه گیرنده شما کد 001 را در ثانیه اول می گیرد و در 1 نانو ثانیه بعد دوباره این کد را دریافت می کند . بنابر این تشخیص می دهد که مثلا فاصله زمانی بین شما و ماهواره برای امواجی که با سرعت نور حرکت می کنند 1 نانو ثانیه می باشد . حال چرا اینقدر زمان برای ما مهم است ؟ به خاطر اینکه فاصله ها بر اساس زمان سنجیده می شوند . مثلا در مورد مثال بالا فاصله شما از ماهواره برابر می شود با :X=vt=300000110(-9) از طرفی دیگر در داخل دستگاه GPS شما حدس می زند که مکان هندسی شما یک کره به شعاع X ( که در بالا محاسبه کردیم ) و به مرکز مهواره مورد نظر می باشد در نتیجه شما با ماهواره اول متوجه شدید که مکان هندسی شما در فضا سطح یک کره می باشد .حال با گرفتن سیگنال ها و محاسبه فاصله از ماهواره دوم مکان هندسی شما در فضا سطح کره زمین خواهد شد . فصل مشترک این دو کره یک دایره است . ماهواره سوم نیز مکان هندسی شما را بر روی یک کره دیگر تخمین می زند . فصل مشترک این کره با دایره قبلی دو نقطه خواهد بود . حال ماهواره چهارم کره بعدی را می سازد که فصل مشترک یک کره با دو نقطه یک نقطه خواهد بود . خیلی جالب است ؟! حال موقعیت شما بر روی کره زمین و فضای اطراف آن در یک نقطه مشخص شده است . به همین ترتیب زمان شما نیز با توجه به موقعیت شما و ساعت GPS محاسبه خواهد شد . این ساعت ساعت محلی است و با ساعت رسمی هر کشور فرق خواهد داشت . سرعت شما چگونه محاسبه خواهد شد ؟! آیا با تقسیم فاصله بین دو نقطه بر زمان ؟! اخیرا این روش * روش مناسبی جهت دستگاه دقیقی مثل GPS نمی باشد . سرعت شما با استفاده از اثر دوپلروروابط ان محاسبه میشود.ما در فیزیک دبیرستان با اثر دوپلر آشنا شدیم این در حقیقت همان شکل معروف آمبولانس است که با نزدیک شدن به ما * رسیدن به ما و دور شدن از ما صدایش نیز تغییر می کند . طراحان آمریکایی از این مساله در طراحی رادارها و بخصوص دستگاه GPS جهت تعیین سرعت دقیق استفاده کرده اند . خوب حالا به این نکته رسیدیم که می توانیم موقعیت * سرعت و زمان دقیق خود را داشته باشیم . بنابراین طول جغرافیایی * ارتفاع از سطح آبها ی آزاد دریا ها * زمان محلی و سرعت را خواهیم داشت . اما آیا فقط همین اطلاعات در اختیار ماست یا بیشتر ؟! سخت افزار و نرم افزار GPS : سخت افزار GPS در حقیقت مجموعه ای از IC ها و تراشه ها جهت انجام محاسبات خاصی است که انجام آن برای شخص بسیار سخت می باشد نرم افزار : نرم افزار این دستگاه شامل برنامه ای است که دستگاه با آن کار می کند و در حقیقت این هم مانند یکی از برنامه های کامپیوتری عادی است که البته به زبان C نوشته شده است . نسخه های جدید این برنامه ها در اینترنت و در سایت شرکتها نامبرده موجود می باشد همانطور که گفتیم دستگاه GPS یک کامپیوتر کوچک است که جهت انجام امور خاصی برنامه ریزی شده است . بنابراین این کامپیوتر با داشتن مختصات شما می تواند کارهای دیگری هم انجام بدهد . مثلا می تواند زمان طلوع و غروب خورشید را در موقعیت شما بگوید . همچنین زمان طلوع و غروب ماه . شاید خیلی جالب باشد ولی GPS می تواند زمان باقیمانده برای رسیدن به مقصد مورد نظر را با توجه به سرعت شما محاسبه کند . همچنین میانگین سرعت شما * بیشترین سرعت * میانگین سربالایی و سرازیری مسیر * سرعت عمودی * محاسبه مساحت یک نقطه ناشناخته و بر گرداندن شما از مسیر آمده و .... در ضمن نکته ای که در مورد GPS حائز اهمیت است این است که شرایط آب و هوایی هیچ تاثیر بر روی کارکرد این وسیله ندارد + نوشته شده توسط پوریا در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت
18:26 |
+ نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت
20:55 |
مساله ديد در شکار در اين پست به توضيح سه مطلب که در شکار از اهميت بيشتري برخوردار هستند مي پردازيم. ۱- دید کامل ۲- دید پیرامونی یا جانبی ۳- چشم غالب یا حاکم 1. ديد کامل: يک قانون کلي : اگر هنگام رانندگي به عينک نياز داريد، به هنگام شکار نيز به آن نياز خواهيد داشت. اما چند توصيه: الف- سعي کنيد شيشه عينکي که براي شکار استفاده مي کنيد به اندازه کافي بزرگ باشد که تمام زاويه ديد شما را بپوشاند که در هنگام تيراندازي به اهداف متحرک احتياج نداشته باشيد که براي اينکه هدف خود را از درون لنزهاي عينک خود دنبال کنيد، سر را جا به کنيد. ب-در زمستانها که عينکتان بخار ميکند بعد از اينکه خوب تميزش کرديد به دو طرف آن صابون خشک بماليد و تميزش کنيد. اينطوري ديگه بخار نميکند. 2.ديد پيراموني يا جانبي: يکي از مواردي که در ديدن شکار خصوصا در شکار پرنده اهميت زيادي پيدا ميکند موضوع ديد پيراموني است. اما ديد پيراموني چيست؟ در مقابل چشم انداز بازي بايستيد و مستقيم به روبروي خود نگاه کنيد حال يکي از چشمان خود را ببنديد، آن قسمتي از ميدان ديد شما که باقي مانده است ديد مرکزي و آن قسمتي که حذف شد ديد پيراموني مربوط به آن چشم بسته شماست.يک انسان با دوچشم سالم ديد پيراموني حدود 180 درجه از روبروي خود دارد که اين با مقايسه با جانوراني که چشمهايشان در دو طرف سر قرار گرفته است و حدود 360 درجه را ميبينند بسيار کم است. منتها انسان به سبب شکل قرار گرفتن چشمها در جلوي سر قدرت تشخيص بعد و اندازه گيري فاصله را دارد که خود موهبت بزرگي است. هر کدام از قسمتهاي ديد انسان تفاوتي کارکردي دارند که براي توضيح اين تفاوت لازم است که کمي با ساختار چشم او آشنا شويم. به طور کلي شبکيه چشم انسان داراي دو نوع متفاوت از سلولهاي گيرنده نوري است سلولهاي ميله اي و مخروطي که چگالي بيشتر سلولهاي مخروطي در مرکز شبکيه که ديد کامل را توليد ميکند و نيز چگالي بيشتر سلولهاي ميله اي در حاشيه شبکيه چشم که ديد پيراموني را توليد ميکند، علت اصلي پديد آمدن تفاوتهاي کارکردي بين ديد مرکزي و ديد پيراموني است. چرا که سلولهاي ميله اي قادر به تشخيص رنگ نيستندو در عوض ميتوانند به خوبي حرکت را تشخيص دهند و سلولهاي مخروطي که ديد اصلي را ميسازند بر عکس اين کارکرد را دارند. در عين حال در شرايط نور کم به سبب از بين رفتن رنگها سلولهاي ميله اي بسيار کاراتر نشان ميدهند. بنابر اين انسان در ديد پيراموني خود بسيار قوي تر در تشخيص حرکت و نيز ضعيفتر در تشخيص رنگ و در نتيجه تشخيص حدود اشکال و احجام و در نهايت تميز دادن آنها است. اما همنطور که گفته شد فقط در چشمهاي سالم اين ديد در حدود 180 درجه است و ممکن است در بعضي افراد به دلايل مختلفي از بيماريهاي گوناگون گرفته تا خستگي چشم، مقدار آن کمتر از حد نرمال باشد و چشم داراي درصدي عارضه ديد تونلي باشد. اما با آزمايش ساده زير ميتوانيد دريابيد که آيا داراي يک چشم نرمال هستيد يا نه؟ در مکان پر نور و بدون سايه بايستيد و دست ها را از دو طرف بگشاييد و به حالت کشيده در موازات زمين نگه داريد و انگشتان اشاره دستها را به صورت عمودي در بياوريد سپس يکي از چشمان خود را ببنديد و با ديگري به نقطه اي در روبروي خود نگاه کنيد. بدون عوض کردن زاويه ديد دستهاي خود را در صفحه اي موازي با زمين به سمت روبروي خود حرکت دهيد. اگر انگشت اشاره سمت چشم باز خود را در زاويه اي 90 درجه نسبت به بيني خود و انگشت اشاره دست مخالف چشم باز خود را در زاويه 30 درجه نسبت به بيني خود ديديد مطمئن باشيد چشم شما ديد پيراموني کامل و نرمالي دارد. اما حال اين موضوع چه اهميتي در شکار پيدا ميکند؟ فرض کنيد تفنگ بدست در حال راه رفتن در دامنه کوه هستيد و به دنبال کبک ميگرديد اگر ديد پيراموني شما کمتر از حد معمول باشد و شما هم فقط به روبروي خود نگاه کنيد در نتيجه حرکاتي که در کناره هاي شما رخ خواهند داد را نخواهيد ديد و اين به منزله از دست دادن فرصت هاي تيراندازي است يا تصور کنيد که ديد پيراموني شما نقصي ندارد منتها کبک باهوشي در جايي که فقط او را در ديد پيراموني خود داريد خف کرده است. به اين دليل که شما ديد نرمالي از نظر رنگ و شکل و حجم نداريد او را نخواهيد ديد و به سادگي از روي او رد خواهيد شد... اما چاره کار چيست؟ بسيار ساده است؛ کافيست که فقط عادت کنيد که به هنگام شکار، سر را از محور گردن به چپ و راست بگردانيد و اين حرکات را با حرکت دادن چشم در همان جهت کامل کنيد در اين صورت هم جبران نقيصه بودن ديد پيراموني خود را کرده ايد و هم تمام نقاط صحنه روبروي خود را از مرکز ديد خود گذرانديده ايد و هم خستگي از چشمان خود جلوگيري کرده ايد. 3- چشم غالب يا حاکم : در تير اندازي با تفنگ ساچمه زني توصيه ميشود که همواره با دوچشم باز و يا حداقل با يک چشم باز و يک چشم نيمه باز تيراندازي صورت پذيرد چرا که هم ديد سه بعدي داريم و هم ميدان ديد گسترده تر اما مشکلي که رخ مي دهد عدم تطابق چشم حاکم با دست حاکم است که مختصر به آن خواهم پرداخت: تعريف اول- دست حاکم: دستي است که هنگام تيراندازي تفنگ را روي شانه آن مي کشيد و يا به عبارت ديگر دستي که انگشتانش ماشه را ميچکاند دست حاکم نام دارد. تعريف دوم- چشم حاکم: آن را پيدا کنيد: ۱- در فاصله 5-6 متري از شي کوچکي در روبروي خود بايستيد و در حالي که هر دو چشمتان باز است دست حاکم خود را بالا آورده و با انگشتانش به سمت آن نشانه گيري کنيد. ۲- حال يکي از چشمان خود را ببنديد اگر جاي دستتان عوض نشد چشم باز چشم حاکمتان خواهد بود و اگر عوض شد چشم بسته چشم حاکم شماست. اما اين مطابق بودن چشم حاکم با دست حاکم نکته مهمي است که مطابق نبودن آنها سبب خطا رفتن تير شکارچي به خصوص در شليک به اهداف متحرک با دو چشم باز خواهد شد (به علت همان جابجايي) بسياري از شکارچيان بدون اينکه خود بدانند به اين عارضه دچار هستند. البته اين موضوع دو راه حل دارد يا اينکه شانه حاکم عوض شود و يا اينکه چشم حاکم که بنظر مي آيد دومي راه حل ساده تري باشد چرا که با انجام تمرينات مستمر مي توان بر اين مشکل فايق آمد و چشم حاکم خود را اصلاح کرد. به اين طريق همان تستي را که در تشخيص چشم حاکم به کار برديد را روزي چند بار به عنوان تمرين انجام دهيد و به مغز خود آموزش دهيد که کدام تصوير را به عنوان تصوير اصلي در نظر بگيرد. بعد از مدتي خواهيد ديد که بدون هيچ مشکلي جاي چشم حاکم شما عوض شده است و از آن در شکارگاه لذت خواهيد برد.
به نقل از وبلاگ شکار طبیعت + نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت
20:8 |
|
|